الشيخ الصدوق ( مترجم : پهلوان )

مقدمة المترجم 5

كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي )

ابن شاه وأبو يوسف رافع بن عبدالله ( الخصال 320 و 410 و 592 ) و در بلخ با حسين بن محمد اشنانى و محمد بن سعيد سمرقندى ( التوحيد 68 و 96 ) و در سمرقند با عبدوس بن على جرجانى وعبدا لصمد بن عبدالشهيد انصارى ( الخصال 45 و عيون 2 / 8 ) ديدار كرد و از آنان حديث شنيد . شيخ صدوق در سفرى به فرغانه كه در جنوب شرقى ازبكستان واقع است با جمعى از مشايخ همچون اسماعيل بن منصور قصار ( الخصال 268 ) و محمد بن عبدالله بن طيفور دامغانى ( علل الشرايع 63 ) ديدار كرد و حتى به برخى از قراى فرغانه چون اخسسيكت وجبل بوتك سفر كرد ( كمال الدين 474 ) وسفرى نيز به ايلاق كه در اطراف تا شكند است داشته و از محضر مشايخى چون حاكم بكر بن على حنفى ( همان 292 ) وعلى بن عبدالله فقيه اسوارى ( همان 462 ) استفاده كرده است . ملاقات شيخ صدوق با شريف محمد بن حسن علوى معروف به " نعمه " و تأليف كتاب " فقيه من لا يحضره الفقيه " براى وى در همين شهر واقع شده است ( من لا يحضره الفقيه 1 / 2 و 3 ) . در بازگشت از سفر فرغانه وايلاق شيخ صدوق در نيشابور اقامت گزيد و به ترويج اعتقادات شيعى پرداخت . تأليف كتاب كمال الدين در اين دوران واقع شده و در مقدمهء آن أروزى خود را براى بازگشت به رى بيان كرده است ( 3 ) آنگاه به رى بازگشت و تا پايان عمر در آنجا بود . وفات أين عالم بزرگوار در سال 381 ه ق در " رى " روى داد و آرامگاه وى در آنجا معروف وزيارتگاه شيعيان است . تأليفات شيخ صدوق بالغ بر سيصد مجلد كتاب و رساله بوده است كه برخى از آنها اكنون در دسترس است . خود شيخ در سال 368 ق در ايلاق تأليفات خود را 245 رساله دانسته است ( فقيه من لا يحضره الفقيه 1 / 2 و 3 ) ونجاشى غالب آنها را معرفى كرده است ( 389 و 392 ) . برخى از اين تأليفات به شيوهء كلامى نگاشته شده است مانند كتاب اعتقادات وكتاب ابطال الغلو والتقصير وبخشى از كتاب الأمالى كه شامل مناظرات وى با پيروان ساير مذاهب در حضور ركن الدوله است ( نجاشى 392 ) وبرخى ديگر از تأليفات وى جنبهء فقهى دارد كه جامعترين آنها كتاب " فقيه من لا يحضره الفقيه " اوست كه به شيوهء اخباريان متقدم قم در مقام فتوا به نقل عباراتى از احاديث با حذف سلسلهء سند پرداخته است .